خرید ساعت رولکس

ساعت رولکس اصل

خرید ساعت رولکس

ساعت رولکس اصل

ساعت رولکس,ساعت رولکس دست دوم,ساعت رولکس مردانه,ساعت رولکس زنانه,ساعت رولکس نقره ,ساعت رولکس طرح اصل,ساعت رولکس فیک زنانه,ساعت رولکس دیتونا,ساعت رولکس والار

شعر در مورد فقر

پنجشنبه, ۱۶ آذر ۱۳۹۶، ۰۳:۳۳ ب.ظ

شعر در مورد فقر

شعر در مورد فقر,شعر در مورد فقر و بدبختی,شعر در مورد فقر و ثروت,شعر در مورد فقر کودک,شعر در مورد فقر فرهنگی,شعر در مورد فقر و تنگدستی,شعر در مورد فقر و فحشا,شعر در مورد فقر و گرسنگی,شعر در مورد فقر و نداری,شعر در مورد فقر کودکان,شعر درباره فقر و ثروت,شعری در مورد فقر و ثروت,شعری در باره فقر و ثروت,شعر درباره فقر کودک,شعر درباره فقر فرهنگی,شعر درباره فقر و تنگدستی,شعر درباره فقر و فحشا,شعر درباره فقر و نداری,شعر فقر,شعر فقر شاملو,شعر فقر کودکان,شعر فقر و بدبختی,شعر فقر و گرسنگی,شعر فقرا,شعر فقر کودک,شعر فقر و نداری,شعر فقراء العراق,شعر فقر فرهنگی,شعر در مورد فقر کودکان,شعر برای کودکان فقر,شعر نو کودکان فقر,شعر درمورد فقر و بدبختی,شعر فقر و بدبختی,شعر در مورد فقر و گرسنگی,شعر فقراء,شعر فقرات الظهر,شعر فقرا ولدک یاوطن,شعر راجب فقرا,شعر درباره فقرا,شعر فی فقرات العمود الفقری,علاج شعر فقرات الظهر,شعر على فقراء,شعر در مورد فقر کودک,شعر درباره فقر کودک,شعر نو کودک فقر,شعر درباره فقر و نداری,شعر در مورد فقر و نداری,شعر عن فقراء العراق,شعر على فقراء العراق,شعر عن الفقراء العراق,شعر عراقی للفقراء,شعر شعبی عن فقراء العراق,شعر در مورد فقر فرهنگی,شعر فقر فرهنگ,شعر درباره فقر فرهنگی,شعر درباره فقر,شعر درباره فقرا,شعر درباره فقر و ثروت,شعر درباره فقر فرهنگی,شعر درباره فقر و نداری,شعر درباره فقر و فحشا,شعر درباره فقر و تنگدستی,شعر در مورد فقر کودک,شعری درباره فقر,شعری درباره فقرا,شعر در مورد فقرا,شعر درباره کمک به فقرا,شعر درباره ی فقرا,شعری در باره فقر و ثروت,شعری در مورد فقر و ثروت,شعر در مورد فقر فرهنگی,شعر در مورد فقر و نداری,شعر در مورد فقر و فحشا,شعر در مورد فقر و تنگدستی,شعر در مورد فقر کودکان,شعر درباره فقر کودک,شعر کوتاه درباره فقر,شعر نو درباره فقر,شعر طنز درباره فقر,شعرهای درباره فقر

شعر در مورد فقر

در این مطلب سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد فقر برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

بعد ازین وادی فقرست و فنا

کی بود اینجا سخن گفتن روا

عین وادی فراموشی بود

لنگی و کری و بیهوشی بود

صد هزاران سایه جاوید تو

گم شده بینی ز یک خورشید تو

بحر کلی چون بجنبش کرد رای

نقش‌ها بر بحر کی ماند بجای

هر دو عالم نقش آن دریاست بس

هرک گوید نیست این سوداست بس

هرک در دریای کل گم بوده شد

دایما گم بوده آسوده شد

دل درین دریای پر آسودگی

می‌نیابد هیچ جز گم بودگی

گر ازین گم بودگی بازش دهند

صنع بین گردد، بسی رازش دهند

سالکان پخته و مردان مرد

چون فرو رفتند در میدان درد

گم شدن اول قدم، زین پس چه بود

لاجرم دیگر قدم را کس نبود

چون همه در گام اول گم شدند

تو جمادی گیر اگر مردم شدند

عود و هیزم چون به آتش در شوند

هر دو بر یک جای خاکستر شوند

این به صورت هر دو یکسان باشدت

در صفت فرق فراوان باشدت

گر پلیدی گم شود در بحر کل

در صفات خود فروماند بذل

لیک اگر پاکی درین دریا بو

او چون بود در میان زیبا بود

نبود او و او بود، چون باشد این

از خیال عقل بیرون باشد این

شعر چهارشنبه , شعر در مورد چهارشنبه , شعر درباره چهارشنبه , شعر در وصف چهارشنبه

شعر در مورد فقر

چقد طول میکشه تا این فقر تموم شه بابا؟

چهل روز پسرم

 یعنی بعد چهل روز پولدار میشیم بابا؟

نه پسرم نه … بهش عادت می کنیم…

شعر سی سالگی , شعر در مورد سی سالگی , شعر درباره سی سالگی , شعر در وصف سی سالگی

شعر در مورد فقر و بدبختی

راه فقرست ای برادر فاقه در وی رفتنست

وندرین ره نفس کش کافر ز بهر کشتنست..

سوزنی را پای بند راه عیسی ساختند

حب دنیا پای بندست ار همه یک سوزنست

هیچ دانی از چه باشد قیمت آزاده مرد

بر سر خوان خسیسان دست کوته کردنست

بر سر کوی قناعت حجره‌ای باید گرفت

نیم نانی می‌رسد تا نیم جانی در تنست

گر ز گلشن‌ها براند ما به گلخن‌ها رویم

یار با ما دوست باشد گلخن ما گلشنست

ای سنایی فاقه و فقر و فقیری پیشه کن

فاقه و فقر و فقیری عاشقان را مسکنست

شعر اصفهان , شعر در مورد اصفهان , شعر درباره اصفهان , شعر در وصف اصفهان

شعر در مورد فقر و ثروت

خانه های آن کسانی می خورد در بیشتر

که به سائل می دهند از هر چه بهتر، بیشتر …

فقر نبود باد را از خاک خفتان دوختن

فقر چبود؟ بود را از بود عریان داشت

از برای زاد راه اندر چراگاه صفا

پیش جانان جان بی‌جان خوان بی‌نان داشتن

شعر شطرنج , شعر در مورد شطرنج , شعر درباره شطرنج , شعر در وصف شطرنج

شعر در مورد فقر کودک

 ﻅﺮﻑ ﻏﺬﺍی ﻧﺬﺭی ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺭﺍ ﻧﮕﺮﻓﺘﻢ…

ﻫﺎﺝ ﻭ ﻭﺍﺝ ﻧﮕﺎﻫﻢ ﮐﺮﺩ

ﮔﻔﺘﻢ: ﻏﺬﺍ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺯﯾﺎﺩی ﺍﺳﺖ

ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﮕﻔﺘﻢ ﮐﻪ، ﺍﮔﺮ ﻓﻘﻂ ﺩﻩ ﺩﻗﻴﻘﻪ ﺳﺮ ﮐﻮﭼﻪ ﺑﺎﯾﺴﺘﺪ

ﺣﺘﻤﺎً ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﻴﻨﺪ ﮐﻪ ﺳﻄﻞ ﺁﺷﻐﺎﻝ ﺑﺰﺭگ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮐﺎﻭﺩ، ﺑﺮﺍی ﯾﺎﻓﺘﻦ ﻟﻘﻤﻪ ﺍی ﻧﺎﻥ

ﺩﻭﺭ ﻭ ﺑﺮﻡ ﭘﺮ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﯾﺘﻴﻢ، ﻧﻴﺎﺯﻣﻨﺪ ﻭ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺧﻴﺎﺑﺎﻧﯽ

ﯾﮏ ﻣﺤﻞ ﺭﺍ ﻧﺬﺭی ﻣﯽ ﺩﻫﻴﺪ

ﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﺣﻮﺍﺳﺘﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ، ﻧﻴﺎﺯﻣﻨﺪﺍﻥ ﺯﻭﺭﺷﺎﻥ ﺑﻪ ﺻﻒ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻥ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ

ﺍﮔﺮ ﻫﻢ ﺑﺮﺳﺪ ﺍﺯ ﻟﺒﺎﺱ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻣﯽ ﮐﺸﻨﺪ…

شعر سفید شدن مو , شعر در مورد سفید شدن مو , شعر درباره سفید شدن مو , شعر در وصف سفید شدن مو

شعر در مورد فقر فرهنگی

 از فقر نشان نگر که در عود آمد

بر تن هنرش سیاهی دود آمد

بگداختنش نگر چه مقصود آمد

بودش همه از برای نابود آمد

شعر دعا , شعر در مورد دعا , شعر درباره دعا , شعر در وصف دعا

شعر در مورد فقر و تنگدستی

درمکه که رفتم، خیال میکردم دیگر تمام گناهانم پاک شده است

غافل از اینکه تمام گناهانم گناه نبوده و تمام درستهایم به

نظرم خطا انگاشته و نوشته شده بود…درمکه دیدم خدا چند سالیست

که از شهر مکه رفته و انسانها به دور خویش میگردند

در مکه دیدم هیچ انسانی به فکر فقیر دوره گرد نیست…

دوست دارد زود به خدا برسد و گناهان خویش را بزداید…

غافل از اینکه آن دوره گرد خود خدا بود.

درمکه دیدم خدا نیست و چقدر باید دوباره راه طولانی

را طی کنم  تا به خانه خویش برگردم…

و درهمان نماز ساده خویش تصور خدارا

در کمک به مردم جستجو کنم …

آری شاد کردن دل مردم همانا

برتر از رفتن به مکه ایست که خدایی در آن نیست.

مرحوم حسین پناهی

شعر پنجشنبه , شعر در مورد پنجشنبه , شعر درباره پنجشنبه , شعر در وصف پنجشنبه

شعر در مورد فقر و فحشا

 امتحان کن فقر را روزی دو تو

تا به فقر اندر غنا بینی دوتو

صبر کن با فقر و بگذار این ملال

زانک در فقرست عز ذوالجلال

سرکه مفروش و هزاران جان ببین

از قناعت غرق بحر انگبین

صد هزاران جان تلخی‌کش نگر

همچو گل آغشته اندر گلشکر

ای دریغا مر ترا گنجا بدی

تا ز جانم شرح دل پیدا شدی…

شعر جمعه , شعر در مورد جمعه , شعر درباره جمعه , شعر در وصف جمعه

شعر در مورد فقر و فحشا

نه عزیز من!

همه شبیه هم نیستند!

برف برای خیلی ها…

نه زیباست…

و نه رمانتیک!

همه روز روزه بودن همه شب نماز کردن

همه ساله از پی حج سفر حجاز کردن

شب جمعه ها نخفتن به خدای راز گفتن

ز وجود بی نیازش طلب نیاز کردن

پی طاعت و زیارت به نجف مقیم گشتن

به مضاجع و مراقد سفر دراز کردن

به مساجد و معابد همه اعتکاف جستن

ز ملاهی و مناهی همه احتراز کردن

به خدا قسم که کس را ثمر آن قدر نبخشد

که به روی مستمندی در بسته باز کردن

شعر سیگار , شعر در مورد سیگار , شعر درباره سیگار , شعر در وصف سیگار

شعر در مورد فقر و گرسنگی

من ناشکرم، تو ناشکری، او بابت همان لقمه نان شکر میکند،

ما ناشکریم، شما نا شکرید، آنها با تمام سادگی چقدر خوشبختند

من وبلاگ دارم، تو وبلاگ داری، او حسرت کار با کامپیوتر دارد،

ما وبلاگ داریم، شما وبلاگ دارید، آنها فقط غم دارند

من میخندم، تو میخندی، او گریه میکند،

 ما میخندیم، شما میخندید، آنها به زور لبخند میزنند

من میخوانم، تو میخوانی، او سواد ندارد،

ما میخوانیم، شما میخوانید، آنها کتاب ندارند…

شعر شمع , شعر در مورد شمع , شعر درباره شمع , شعر در وصف شمع

شعر در مورد فقر و نداری

تجلی‌گه خود کرد خدا دیده ما را

در این دیده در آیید و ببینید خدا را

خدا در دل سودا زدگانست بجویید

مجویید زمین را و مپویید سما را

گدایان در فقر و فناییم و گرفتیم

به پاداش سر و افسر سلطان بقا را

بلا را بپرستیم و به رحمت بگزینیم

اگر دوست پسندید پسندیم بلا را

طبیبان خداییم و به هر درد دوائیم

به جایی که بود درد فرستیم دوا را

مبندید در مرگ و ز مردن مگریزید

که ما باز نمودیم در دار شفا را

گدایان سلوکیم و شهنشاه ملوکیم

شهنشاه کند سلطنت فقر گدا را

حجاب رخ مقصود من و ما شمایید

شمایید مبینید من و ما و شما را

صفا را نتوان دید که در خانه فقرست

در این خانه بیایید و ببینید صفا را

شعر شراب , شعر در مورد شراب , شعر درباره شراب , شعر در وصف شراب

شعر در مورد فقر کودکان

مشکلات راه مدرسه در روزهای بارانی مجبورم کرد

به خاطر پاها و کفش هایم به باران با همه ی  عظمتش بدبین شوم…

حسین پناهی

ای بینوا که فقر تو تنها گناه تست

در گوشه‌ای بمیر که این راه راه تست

این گونه گداخته جز داغ ننگ نیست

وین رخت پاره دشمن حال تباه تست

در کوچه‌های یخ زده بیمار و دربدر

جان می‌دهی و مرگ تو تنها پناه تست

باور مکن که در دلشان می‌کند اثر

این قصه‌های تلخ که در اشک و آه تست

اینجا لباس فاخر و پول کلان بیار

تا بنگری که چشم همه عذرخواه تست

در حیرتم که از چه نگیرد درین بنا

این شعله‌های خشم که در هر نگاه تست

عباس معروفی , شعر عباس معروفی , اشعار عباس معروفی , آثار عباس معروفی , اشعار عاشقانه عباس معروفی

شعر درباره فقر و ثروت

میرسد ته مانده ی بشقاب ها

دستهارا باز در شبـــهای ســـرد / هــــــا کنید ای کودکان دوره گـرد

مژدگــانی ای خیابان خوابــــــــها / می رسد ته مانده ی بشقابــــها 

سر به لاک خویش بردیم ای دریغ / نان به نرخ روز خوردیم ای دریــــغ

گیر خواهد کرد روزی روزیت

در گلوی مال مردم خوارها

من به در گفتم و لیکن بشنوند

نکته ها را مو به مو دیوارها

شمس لنگرودی , شعر شمس لنگرودی , اشعار شمس لنگرودی , آثار شمس لنگرودی , اشعار عاشقانه شمس لنگرودی

شعری در مورد فقر و ثروت

 تو سرو سبزی و سرت تا ابد بالاست

نه موریانه و آتش حریف ریشه ی ماست

اگرچه زخم تبر نقش قامت ماست

خود این نشانه ی آزادگی و عزت ماست

دیدم تو را کنار خیابان که خسته‌ای

در انتظار دست ترحم نشسته‌ای

دیدم به زیر چادر خود آب می‌شوی

وقتی اسیر خسته مرداب می‌شوی

مرداب فقرِ حاشیه از مرگ بدتر است

این یک تراژدیست غم از جنس دیگر است

شیطان بریده نان شبت را نشسته است

گویا به روی غمت چشم بسته است

مدیون دست خالی سردت نمی‌شوم

مجذوب چشم خیره عادت نمی‌شوم

مغرور از کنار تو هی رد نمی‌شوم

مانند گرگ گله منم بد نمی‌شوم

احساس می‌کنم که وجودم شکسته است

در چارچوب قاب دلم غم نشسته است…

پابلو نرودا , شعر پابلو نرودا , اشعار پابلو نرودا , آثار پابلو نرودا , اشعار عاشقانه پابلو نرودا

شعری در باره فقر و ثروت

دیشب گرسنه بود ، دختری که مُرد

چه آسان به خاک پس دادیمش

و همسایه اش زیارتش قبول….

دیشب از سفر رسید ،

مکه رفته بود!

شعر دوشنبه , شعر در مورد دوشنبه , شعر درباره دوشنبه , شعر در وصف دوشنبه

شعر درباره فقر کودک

من تو را می‌بینم

استخوانی و پوست

به گدایی رفته‌ای

بر در دشمن و دوست

من تو را می‌بینم

تشنه لب در باران

آنکه نان می‌دهدت

نان تو در کف اوست

خاک تو سفره تو

سفره تو از کیست

سفره دنیا پر

سفره تو خالیست

همه جا منتظرند

همه کس می‌پرسد

ناجی شرق کجاست

آنکه جنس خود ماست

ناجی شرق تویی

ناجی شرق منم

من که با دیدن تو

همه جا می‌شکنم…

رضا کاظمی , شعر رضا کاظمی , اشعار رضا کاظمی , آثار رضا کاظمی , اشعار عاشقانه رضا کاظمی

شعر درباره فقر فرهنگی

همه شب نماز خواندن،همه روز روزه گرفتـن

هـمـه سالــه از پـی حـج، سفــر حجـاز کـردن

ز مدینــه تا بـه کعبــه، سـر و پـا بـرهنــه رفتـن

دو لـب از بـرای لبیکــ بـه گفتــه بـاز کـردن

شب جمعـه هـا نخفتـن ، به خــدای راز گفتـن

ز وجــود بـی نیــازش، طلـب نیـــاز کــردن

به مساجـد و معابـد ، همه اعتکاف کردن

ز ملاهـی و مناهی، همـه احتـراز کردن

به خدا قسم که کس را ، ثمر آنقدر نبخشد

که به روی مستمندی ، در بسته باز کردن…

شعر سه شنبه , شعر در مورد سه شنبه , شعر درباره سه شنبه , شعر در وصف سه شنبه

شعر درباره فقر و تنگدستی

 زنی با فقر می‌سازد

زنی با اشک می‌خوابد

زنی با حسرت و حیرت

گناهش را نمی‌داند..

زنی شرمنده از کودک

کنار سفره خالی

که ای طفلم بخواب امشب

بخواب آری

و من تکرار خواهم کرد

سرود لایی لالایی

مهدیه لطیفی , شعر مهدیه لطیفی , اشعار مهدیه لطیفی , آثار مهدیه لطیفی , اشعار عاشقانه مهدیه لطیفی

شعر درباره فقر و فحشا

جسارت میخواهد…

نزدیک شدن به افکار دختری که

روزها مردانه با زندگی میجنگد!

 اما…

شب ها بالشتش از

هق هق های دخترانه خیس است

پل الوار , شعر پل الوار , اشعار پل الوار , آثار پل الوار , اشعار عاشقانه پل الوار

شعر درباره فقر و نداری

زیر خط فقر تو نان و پنیری خورده‌ای؟

کودکت را دست خالی سوی دکتر برده‌ای؟

زیر خط فقر در سرما شبی خوابیده‌ای؟

دست پینه بسته یک کارگر را دیده‌ای؟

زیر خط فقر از درماندگی خندیده‌ای؟

با شکست عزت نفست، مدام جنگیده‌ای؟

زیر خط فقر در سطل زباله گشته‌ای؟

با خجالت و نداری سوی خانه رفته‌ای؟

زیر خط فقر رخت کهنه‌ای پوشیده‌ای؟

جای خوابی بهتر از زاغه تو پیدا کرده‌ای؟

زیر خط فقر با فقر تفکر ساختی؟

زیر دست قلدرانت زندگی را باختی؟

چشم امید ز یاری خلایق بسته‌ای؟

حس نمودی از تضاد طبقاتی خسته‌ای؟

زیر خط فقر از پل خودکشی تو کرده‌ای؟

زیر دست کارفرما حس نمودی بَرده‌ای؟…

چه خبر داری تو از احوال بچه‌های کار

کودکی که جای تحصیل می‌برد هر سوی بار

زیر خط فقر حسرت می‌خورند این بچه‌ها

نه غذایی و نه آبی و نه خوابی است ای خدا!

زیر خط فقر هر شب یک‌نفر باید گریست

ای خدا این همه نعمت های تو از آن کیست؟

آن کسی که پول را پارو کند در خانه‌اش؟

یا کسی که درد را یک دو کند در زاغه‌اش؟

زیر خط فقر اینجا صف کشیدند مردمان

هی اضافه می‌شود جمعیت محتاج نان

زیر خط فقر امشب یک‌نفر جان می‌دهد

زندگی نکبتش را سوت پایان می‌زند

شعر امام جعفر صادق , شعر در مورد امام جعفر صادق , شعر درباره امام جعفر صادق , شعر در وصف امام جعفر صادق

شعر فقر

دوچرخه دیده بودم …

سه چرخه هم دیدم …

چهار چرخه هم دیدم …

اما هیچ وقت نمیدانستم که  یک چرخه هم وجود دارد!!!

به چشمای معصومش دقت کردی؟

 می ترسه همون یه چرخه رو هم ازش بگیرن.

گاهی وقت ها باید دردت بیاید تا بفهمی درد چیست

شعر با د , شعر با د شروع شه , شعر با دال شروع شه , شعر که با د شروع شه , بیت شعر که با د شروع شه

شعر فقر شاملو

دست اگر بدهد قرصه نانی

اندرین فاقه می‌رهد جانی

زود شد مأیوس، لیک بیچاره

شد امید از دل، زود آواره

جای این نان پول داده بد مقروض

بود نان مفروض

فرض هر چیزی بی شک آسان‌ست

فرض بس دشوار، فرض یک نان‌ست

اشتها زین فرض هر دم افزاید

نیست نان، با چه چاره بنماید

آن دهان باز، تا که بدبختی‌ست

فرض هم سختی ست

دور کرد از ذهن فرض نان را هم

روی گهواره سر نهاد آن‌دم

گشت این حالت هم بر او دشوار

راه کی می‌یافت غفلت اندر کار؟

تا دهان بازست، تا شکم خالی‌ست

وقت بد حالی‌ست

شعر شنبه , شعر در مورد شنبه , شعر درباره شنبه , شعر در وصف شنبه

شعر فقر کودکان

خواجه عبدالله انصاری فرمود:

بدانکه، نماز زیاده خواندن، کار پیرزنان است

و روزه فزون داشتن، صرفه ی  نان است

و حج نمودن، تماشای جهان است.

اما نان دادن، کار مردان است…

شعر یکشنبه , شعر در مورد یکشنبه , شعر درباره یکشنبه , شعر در وصف یکشنبه

شعر فقر و بدبختی

 امروز وسط خیابانی شلوغ از بی‌تفاوتی

کودک فقری از سیری گرسنگی

بی‌حال بر زمین افتاد و

چین دیگری

بر پیشانی پیر شده من

زود لنگر انداخت

شعر کشتی , شعر در مورد کشتی , شعر درباره کشتی , شعر در وصف کشتی

شعر فقر و گرسنگی

نگاه کن پیاده‌رو کنار آن میدان قشنگ

اون گوشه‌اش عکس یک ناله پیداست و

گوش کن به صدای پایین شهر

رنج آواز می‌خواند و فقر

چون دیوانه‌ای خندان

سوار شده بر اسب چوبی

تمام کوچه‌ها را یورتمه می‌تازد…

شعر والیبال , شعر در مورد والیبال , شعر درباره والیبال , شعر در وصف والیبال

شعر فقرا

” شرم ” میکنم وزن سیری ام را با ترازوی گرسنه ای بکشم

شعر ذاکر امام حسین , شعر در مورد ذاکر امام حسین , شعر درباره ذاکر امام حسین , شعر در وصف ذاکر امام حسین

شعر فقر کودک

 دولت فقر خدایا به من ارزانی دار

کاین کرامت سبب حشمت و تمکین من است

شعر زندان , شعر در مورد زندان , شعر درباره زندان , شعر در وصف زندان

شعر فقر و نداری

رئیس میگفت در کشورمان فقیر نداریم

کارتنی بیاورید تا بخوابم

میخواهم خواب ببینم که راست میگوید…

ما آبروی فقر و قناعت نمی‌بریم

با پادشه بگوی که روزی مقدر است

شعر رودخانه , شعر در مورد رودخانه , شعر درباره رودخانه , شعر در وصف رودخانه

شعر فقراء العراق

حافظ غبار فقر و قناعت ز رخ مشوی

کاین خاک بهتر از عمل کیمیاگری

شعر رخ یار , شعر در مورد رخ یار , شعر درباره رخ یار , شعر در وصف رخ یار

شعر فقر فرهنگی

 فقر ظاهر مبین که حافظ را

سینه گنجینه محبت اوست

شعر زخم زبان , شعر در مورد زخم زبان , شعر درباره زخم زبان , شعر در وصف زخم زبان

شعر در مورد فقر کودکان

برای لقمه‌ای نان چون گدایان

مریز از روی فقر ای میهمان آب

شعر داعش , شعر در مورد داعش , شعر درباره داعش , شعر در وصف داعش

شعر برای کودکان فقر

 لذت فقر چو باده‌ست که پستی جوید

که همه عاشق سجده‌ست و تواضع سرمست

شعر خورشید , شعر در مورد خورشید , شعر درباره خورشید , شعر در وصف خورشید

شعر نو کودکان فقر

 فقر ببرده سبق رفته طبق بر طبق

باز کند قفل را فقر مبارک کلید

شعر ذوق , شعر در مورد ذوق , شعر درباره ذوق , شعر در وصف ذوق

شعر درمورد فقر و بدبختی

برگذری و ننگری بازنگر که بگذرد

فقر من و غنای تو جور تو و احتمال من

شعر آرزو , شعر در مورد آرزو , شعر درباره آرزو , شعر در وصف آرزو

شعر فقر و بدبختی

 با دوست کنج فقر بهشتست و بوستان

بی دوست خاک بر سر جاه و توانگری

شعر دل , شعر در مورد دل , شعر درباره دل , شعر در وصف دل

شعر در مورد فقر و گرسنگی

 وی که در شدت فقری و پریشانی حال

صبر کن کاین دو سه روزی به سرآید معدود

شعر آبرو , شعر در مورد آبرو , شعر درباره آبرو , شعر در وصف آبرو

شعر فقراء

فقر دارد اصل محکم هرچه دیگر هیچ نیست

گر قدم در فقر چون مردان کنی محکم رواست

شعر خزان , شعر در مورد خزان , شعر درباره خزان , شعر در وصف خزان

شعر فقرات الظهر

ای دل به کوی فقر زمانی قرار گیر

بیکار چند باشی دنبال کار گیر

شعر جوانی و پیری , شعر در مورد جوانی و پیری , شعر درباره جوانی و پیری , شعر در وصف جوانی و پیری

شعر در مورد فقر کودک

بر در فقر آی تا پیش آیدت سرهنگ عشق

گوید ای صاحب خراج هر دو گیتی مرحبا

شعر بیشعوری , شعر در مورد بیشعوری , شعر درباره بیشعوری , شعر در وصف بیشعوری

شعر فقرا ولدک یاوطن

 در چار سوی فقر درآ تا ز راه ذوق

همت زآستانه فقر است ملک جوی

شعر تعصب , شعر در مورد تعصب , شعر درباره تعصب , شعر در وصف تعصب

شعر راجب فقرا

لذت فقر از حریم شاه نتوان یافتن

یوسف دل در بن این چاه نتوان یافتن

شعر غیرت , شعر در مورد غیرت , شعر درباره غیرت , شعر در وصف غیرت

شعر درباره فقرا

الهی در شب فقرم بسوزان

ولی محتاج نامردان نگردان

شعر ازدواج , شعر در مورد ازدواج , شعر درباره ازدواج , شعر در وصف ازدواج

شعر درباره فقر کودک

مرا ببخش که می‌خواهمت ولی با فقر

مرا ببخش که می‌بوسمت ولی با درد

شعر عدالت , شعر در مورد عدالت , شعر درباره عدالت , شعر در وصف عدالت

شعر نو کودک فقر

اصلا از فرط فقر و بیکاری

می‌شوم شاعری خیابانی

شعر کابل , شعر در مورد کابل , شعر درباره کابل , شعر در وصف کابل

شعر درباره فقر و نداری

عشق اگر در سینه داری الصلا

پای نِه در وادی فقر و فنا

شعر بی خوابی , شعر در مورد بی خوابی , شعر درباره بی خوابی , شعر در وصف بی خوابی

شعر در مورد فقر و نداری

او هر وقت که به دیدن ما می‌آید

و گوشه‌های دامنش از فقر باغچه آلوده می‌شود

حمام ادکلن می‌گیرد…

شعر حق الناس , شعر در مورد حق الناس , شعر درباره حق الناس , شعر در وصف حق الناس

شعر عن فقراء العراق

ما در صف گدایان

خرمن خرمن گرسنگی و فقر

از

مزرع کرامت این عیسی صلیب ندیده

با داس هر هلال درودیم…

شعر خودم , شعر در مورد خودم , شعر درباره خودم , شعر در وصف خودم

شعر على فقراء العراق

ودیعه‌ای‌ ست سکوت

گزیده خاموشان

سخاوتی‌ست سرشکت

دمی که می‌خندی

چو پلک می‌بندی

حدیث گم شدن راه‌های آزادی‌ست؟

تمام تهمت من را به خویش می‌بندی

تو عطر بوسه فقری، به دست‌های مناعت

علی شریعتی , شعر علی شریعتی , اشعار علی شریعتی , آثار علی شریعتی , اشعار عاشقانه علی شریعتی

شعرهای درباره فقر

ما هم به سهم خویش

افسانه‌ای بر این همه افزودیم

ما، بردگان فقر و اسیران آفتاب

از فخر شعر، سر به فلک سودیم…

لیلا کردبچه , شعر لیلا کردبچه , اشعار لیلا کردبچه , آثار لیلا کردبچه , اشعار عاشقانه لیلا کردبچه

شعر طنز درباره فقر

من فکر می‌کنم مد

همیشه دلش برای فقر سوخته

به ویترین‌ها نگاه کنی می‌فهمی

لباس‌ها

طوری پاره پوره‌اند

که هیچ فقیری

احساس نداری نکند

و نفهمیم که دارد که ندارد

یا همین عینک دودی

هم به کار پوشاندن گریه و اشک می‌آید

هم به چشم‌های کبود می‌ماند

کیکاووس یاکیده , شعر کیکاووس یاکیده , اشعار کیکاووس یاکیده , آثار کیکاووس یاکیده , اشعار عاشقانه کیکاووس یاکیده

شعری در مورد فقر و ثروت

ثروتمندترین آدم جهان هم که باشم

فرقی نمی‌کند

وقتی تو را ندارم

زیر خط فقر هستم

فاضل نظری , شعر فاضل نظری , اشعار فاضل نظری , آثار فاضل نظری , اشعار عاشقانه فاضل نظری

شعر در مورد فقر فرهنگی

عزیز دلم!

منتظر آن دمم که نگاهم کنی،

و ثانیه‌ها به احترام نگاهت بایستند لااقل

و سالِ دل تحویل شود

و مردمان بخندند

و کودکان معصوم فقر لباس عافیت بپوشند

و ناجوانمرد از شرم بمیرد

نزار قبانی , شعر نزار قبانی , اشعار نزار قبانی , آثار نزار قبانی , اشعار عاشقانه نزار قبانی

شعر نو درباره فقر

از مرگ نترسید

از این بترسید که وقتی زنده اید

چیزی درون شما بمیرد به نام “انسانیت”

ناظم حکمت , شعر ناظم حکمت , اشعار ناظم حکمت , آثار ناظم حکمت , اشعار عاشقانه ناظم حکمت

شعر فقر فرهنگ

 در تنهایی شب‌های دراز

در میان خیمه‌های خوشرنگ خیال

گشتم پی راز قصه‌ها

تا رسیدم

به مردان ماهیگیر قرون

که با تنهایی و فقر فزون

اسطوره پری دریایی را ساخته‌اند

شهاب مقربین , شعر شهاب مقربین , اشعار شهاب مقربین , آثار شهاب مقربین , اشعار عاشقانه شهاب مقربین

شعر در مورد فقر و تنگدستی

از پسرک فقیر پرسیدند :

تا بحال دروغ گفته ای ؟ پسرک گفت :

دروغ هایم زمانی شروع شد که :

موضوع انشایم این بود:

تابستان را چگونه گذرانده اید ؟

مژگان عباسلو , شعر مژگان عباسلو , اشعار مژگان عباسلو , آثار مژگان عباسلو , اشعار عاشقانه مژگان عباسلو

شعر در مورد فقر کودکان

چند کبوتر نو پرواز

فارغ از طوفان ناملایمات

بر خوان فقر می‌رقصند…

محمد علی بهمنی , شعر محمد علی بهمنی , اشعار محمد علی بهمنی , آثار محمد علی بهمنی , اشعار عاشقانه محمد علی بهمنی

شعر درباره ی فقرا

خوشبختی هایم را با عجله در سرنوشتم نوشته بودند

بد خط بود

روزگار نتوانست آن ها را بخواند

نصرت رحمانی , شعر نصرت رحمانی , اشعار نصرت رحمانی , آثار نصرت رحمانی , اشعار عاشقانه نصرت رحمانی

شعر در مورد فقر و نداری

نیازمندی داغ دردی بر پیشانی فقر است

نیازمندی تنها لباس قامت آن التفات میانسال نیست

ما در مقام رفع آن به چه پایه در رقصیم؟

فارغ از سقف دیدها و نظرها…

اردلان سرفراز , شعر اردلان سرفراز , اشعار اردلان سرفراز , آثار اردلان سرفراز , اشعار عاشقانه اردلان سرفراز

شعر درباره فقرا

خوشبختی هایم را با عجله در سرنوشتم نوشته بودند

بد خط بود

روزگار نتوانست آن ها را بخواند

عطار نیشابوری , شعر عطار نیشابوری , اشعار عطار نیشابوری , آثار عطار نیشابوری , اشعار عاشقانه عطار نیشابوری

شعر درباره فقر و ثروت

سپید چشمان‌

در ظلمت تجاوز و ظلم‌اند

نور از صفات صاحب نور است‌

که رنگ و پوست ندارد

که جان و جوهر هستی است‌

این صاحبان پوست‌

در فقر و فاقه‌ بی‌مغزی‌

دل‌هایشان‌

رنگ کبودی گرفته است‌

ناهید عباسی , شعر ناهید عباسی , اشعار ناهید عباسی , آثار ناهید عباسی , اشعار عاشقانه ناهید عباسی

شعر در مورد فقر کودک

کاش دستانم آن قدر بزرگ بود

که می توانستم چرخ و فلک دنیا را به کام تو بچرخانم

شعر در مورد فقر

  • محسن موسوی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی